به گزارش روابط عمومی موسسه کار و تامین اجتماعی مقصود فراستخواه در این نشست با اشاره به قدرت معنایی ایران و جامعه ایران خاطرنشان کرد: باید بدانیم که چرا قدرت معنایی ایران مهم است. اساساً ایران پیش از آنکه یک دولت-کشور باشد، یک ایده تمدنی و یک معنای جاری است. بارها ایران در معرض تهاجمات و بلایا قرار گرفته اما چنین ذهنیتی از میان نرفته است.
فراستخواه با تأکید بر اینکه قدرت معنایی در جهان امروز اهمیت ویژهای دارد اظهار کرد: قدرت در فضای کنونی به صورت فضایی تحلیل میشود. امر سیاسی تغییر کرده و بشریت وارد دنیای پساحقیقت شده است؛ جایی که حقیقتهای مدرن و باورهای خوشبینانه عصر روشنگری فروپاشیده و انسان دیگر به حقیقت باور ندارد. نفوذ نهیلیسم در جهان امروز باعث شده وسوسهای انسان را به رها کردن حقیقت و توجه صرف به قدرت سوق دهد.
وی افزود: تاریخ معاصر به سمت قلمرو و قدرت حرکت میکند و لازم است عناصر تشکیلدهنده قلمرو قدرت را بشناسیم. ثروت نخستین عنصر قدرت است که قلمرو میسازد. دومین و سومین عناصر قدرت، تکنولوژی و رسانه هستند که بهویژه رسانه با مدیریت احساسات و تعریف نیک و بد نقش بنیادین در ساخت قلمرو ایفا میکند. چهارمین عنصر معرفت، بهویژه در صورتهای هژمونیک آن است؛ سبک زندگی آمریکایی نمونه بارز چنین معرفتی است. اسرائیل نیز چهار منبع قدرت و شرارت را با خود دارد: ثروت، تکنولوژی، رسانه و معنای هژمونیک با عنوان مکاننمایی از نیل تا فرات.
این استاد دانشگاه در ادامه خاطرنشان کرد: در دهههای اخیر زیر پای قلمروهای قدرت ایران خالی شده است. ثروت پایدار تضعیف شده، تکنولوژی پایدار مشاهده نمیشود و رسانه ملی فراگیر و متعلق به مردم وجود ندارد. در نتیجه مرجعیت رسانه از دست رفته و تنها چیزی که باقی میماند، معناست.
وی قدرت معنایی را روایتی دانست که در ساختار زبانی برای مردم روایتگری میکند و گفت: این روایت باید برای مردم قابل پذیرش باشد. در این دههها دو روایت اصلی وجود داشته است: جهانداری ایرانی و جهانستیزی ایرانی. اما این روایتها گاه ضدمعناهایی را به وجود آوردهاند. در مقابل، معنای فرهنگی و تمدنی ایران روایتی است که بر گفتوگو و تبادلات فرهنگی ایران با دیگر ملل تأکید دارد. این معنا هم ملی است و هم عناصر دینی و جهانی را در خود جای داده و همان قدرت معنایی واقعی ایران است.